مرتضى راوندى
311
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
« منتنى » را به نام اخلاق و « مولير » را به نام اين هردو تكفير كردند . . . ديرگاهى است كه دلها از شما آزرده و با شما مخالف است . . . هرچه عقل انسان دريافته و گفته و نوشته و كشف كرده و اختراع نموده و همهء گنجهاى تمدن و ميراث و تربيت و نتيجهء زحمات مجاهدان معرفت كه در طى قرون بسيار جمعآورى شده ، شما دور مىاندازيد . . . تربيتشدگان خود را نشان بدهيد ، يكى از پروردگان شما ايتالياست يكى ديگر اسپانياست ، شما كه چندين قرن است ، سرنوشت دو ملت بزرگ پراستعداد را در دست گرفتيد و در مدارس خود پرورديد ، آنها را به چه روز انداختيد ؟ . . . اسپانيا بهجاى همهء نعمتها محكمهء تفتيش عقايد برقرار كرد ، آن محكمهء تفتيش عقايد كه 5 ميليون نفوس محترم را با آتش سوزانيد يا در زندان خفه كرد ، آن محكمه كه مردگان را به عنوان كفر و الحاد از گور به درآورد و سوزانيد ، آن محكمه كه هركس را تكفير مىكرد ، اولاد او و نوادگان او را هم ملعون و مطرود مىساخت و فقط فرزندانى را معاف مىداشت كه از پدران خود به محكمه سعايت كنند . . . كانونى را كه ايتاليا مىنامند ، خاموش كرديد ، كشور معظّمى را كه اسپانيا مىخواندند ويران ساختيد ، آن دو ملّت بزرگ را به خاك نشانديد ، فرانسه را چه مىخواهيد بكنيد ؟ . . . من از كسانى هستم كه براى اين كشور حق و عدالت مىخواهم و رشد دائمى ، نه حقارت ، قدرت مىخواهم نه بندگى ، بزرگى مىخواهم ، نه كوچكى ، هستى مىخواهم نه نيستى . شما نمىخواهيد اين كار را بكنيد ، شما مىخواهيد فرانسه را متوقف كنيد ، فكر انسان را متحجّر سازيد . . . شما مقتضيات زمان را نمىبينيد . . . در اين عصر ترقيات و اكتشافات و اختراعات و نهضتها ، شما توقف و سكون مىخواهيد ؛ شما در دورهء اميدوارى ، نوميدى اعلام مىكنيد . شرافت ، عقل و فكر و ترقى و آينده را پايمال مىكنيد ، شما مىگوييد پيش نبايد رفت ، همينجا بايد بمانيم و نمىبينيد كه همه ذرات عالم در حركت است و رو به تبدّل و تجدّد مىرود ، زير و بالا و پسوپيش همه در تحول است ، شما مىخواهيد بايستيد ، شما نوع بشر را مىخواهيد از حركت بازداريد . . . » « 1 » مقايسه كنيد با اين انديشهء تابناك فردوسى كه هزار سال پيش گفت : « ز گهواره تا گور دانش بجوى » .
--> ( 1 ) . از گفتار هوگو ، ترجمه محمد على فروغى ( ذكاء الملك )